عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
320
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
لا إله الا اللَّه . قال النبى ( ص ) : « ثمن الجنة لا إله الا اللَّه » . پير طريقت گفت : قومى بينم به اين جهان ازو مشغول ، قومى به آن جهان ازو مشغول ، قومى از هر دو جهان بوى مشغول . گوش فرا داشته كه تا نسيم سعادت از جانب قربت كى دمد ؟ و آفتاب وصلت از برج عنايت كه تابد ؟ به زبان بيخودى و به حكم آرزومندى مىزارند و مىگويند : « كريما ! مشتاق تو بى تو زندگانى چون گذارد ؟ آرزومند به تو از دست دوستى تو يك كنار خون دارد ! » بى تو اى آرام جانم زندگانى چون كنم * چون نباشى در كنارم شادمانى چون كنم 27 - النوبة الاولى ( 3 / 159 - 156 ) قوله تعالى : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اى ايشان كه بگرويدند ، لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ كَفَرُوا چون ايشان مبيد « 1 » كه كافر شدند ، وَ قالُوا لِإِخْوانِهِمْ و قومى را گفتند از برادران و دوستان خويش ، إِذا ضَرَبُوا فِي الْأَرْضِ آن گه كه به سفر شدند ( از بهر تجارت و در آن سفر بمردند ) ، أَوْ كانُوا غُزًّى يا بغزا شدند ( و در آن غزا كشته شدند ) ، لَوْ كانُوا عِنْدَنا اگر بنزديك ما بودندى ( و بنشدندى ) ، ما ماتُوا در سفر نمردندى ، وَ ما قُتِلُوا و در غزا كشته نشدندى لِيَجْعَلَ اللَّهُ تا كند خداى ، ذلِكَ آن سفر و غزاى ايشان ( بسخن ايشان ) ، حَسْرَةً فِي قُلُوبِهِمْ در بغى و حسرتى در دلهاى كسان آن مردگان و كشتگان ، وَ اللَّهُ يُحْيِي وَ يُمِيتُ و اللَّه است كه مىزنده كند و مىميراند ، وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ( 156 ) و خداى به آنچه شما مىكنيد بيناست و دانا . وَ لَئِنْ قُتِلْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ و اگر كشتند شما را در راه خدا ، أَوْ مُتُّمْ يا بميريد ، لَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَحْمَةٌ آمرزشى از خدا و رحمتى كه بشما رسد و شما
--> ( 1 ) - نسخه : مباشيد )